سفر شیراز
تاريخ : يکشنبه 11 اسفند 1392 | 12:10 قبل از ظهر | نویسنده : مامانی

سلام مامانی برا بار دوم الان اومدی شیراز گل پسرم امروز چهارشنبه 7 اسفند ماست والان ساعت 10:36 شبه و توی مهمون سرای اداره ی بابایی با (عمه شهین و عمو اسماعیل و بابا و هودم و هودت )در حال استراحت چون خسته و کوفته ایم ، آخه دیروز جهرم بودیم (بابا برا مشخص کردن تاریخ دفاع از پایان نامش رفته بود )و بعدش به اصرار و دعوت دوست بابایی (آقای طالبی) ساعت 4 راه افتادیم و رفتیم داراب و ساعت 4 امروز هم راه افتادیم و اومدیم به سمت شیراز آخه خانومش باردار بود و نخواستیم بیشتر از این مزاحمشون بشیم ....الانم بابایی و عمویی دارن باهات کف اتاق فیلمایی که ازت گرفتن رو نگاه میکنن منم رو تخت دراز کشیدمو دارم مینویسم ....

حالا بعدن که رفتم خونه سر فرصت عکسا رو برات میزارم مامانی الان خیلی خستم و باید بریم لالا الهی من فدای تــــــــــــــــــــو دردونه ی خودم بیــــــــــــــــــشم .

کیانم

بقیه عکسا هم در ادامه مطلبه حتما ببینید

 


ادامه مطلب :

یه تجربه ی جدید .....................

اینجا جاده ی بین جهرم و دارب هستش مامانی ، بابایی شترو با بچشو کنار جاده دید با اینکه ازش رد شدیم ولی دوباره دور زد و برگشت چون دوس داشت باتو کناره شتره با بچش عکس بندازه که گرفت . مامان شتره خیلی اذیت میکرد چون شما میخواستین به بچش نزدیک بشین منم ایقد ترسیدم به خاطر تو جوجم الهی من فدات بشم مامانی ...........ماچ

شتر

اینجا هم باغ دوست بابا تو دارابه که خیلی قشنگ بود و بهت خوش گذشت و یه دل سیر هم تو باغه گرفتی خوابیدی مامانی

باغ داراب

بعد این عکس شیر خوردی و خوابیدی عشقم

لالا

اینجا تو خونه دوست بابایی تو اتاق خوابشونی ، مامانی اگه گفتی اینجا داری ذوق چیو میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟

ذوق ایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــنا ...... اینجا تو بغل مینا خانوم خواهر خانوم دوست بابایی آقای طالبی بودی که خیلیم دوس داشت و کلی هم بغلش بودی لبخندلبخندلبخندلبخند

لولو

منظره ی جلوی مسجد سنگی ....

غار سنگی

مسجد سنگی داراب یا آتشکده آذرخش، در جنوب کوه پهنا و در 6 کیلومتری شهرستان داراب، در 111 کیلومتری جنوب شرقی فسا واقع شده و به صورت کامل در دل صخره کوه، کنده شده است.مسجد سنگی

بعد از اینجا با خانواده ی طالبی خدافظی کردیم و به سمت شیراز حرکت کردیم شب رسیدیم شیراز و فرداش رفتیم بازار خرید وبعداظهرشم راه افتادیم و اومدیم شهر خودمون یاسوج

راستی مامانی این لباس خوشکلو هم از شیراز واسه تو خریدیم که خیلی هم تنت میاد

لباس

لباس

ببین .................

ای جونم

ای قربون اون دستت برم که همیشه تو دهنته مامانی .........

 

 





[موضوع : ]