کیان عشق مامان و بابا
تاريخ : چهارشنبه 22 آبان 1392 | 9:43 قبل از ظهر | نویسنده : مامانی

عزیز مامانی عادت کردی هر وقت تو ماشین میشینیم فوری خوابت میگیره وبین راه تا گشنت نشه بیدار نمیشی قربون اون صورت ماهت برم  این عکسی که پایین گذاشتم تو راه داشتیم میرفتیم شیراز  ببین چقد خوشمزه خوابیدی تو بغل مامانی جوجم ماچمژه

 

جوجم

دایی بهروزم جلو نشسته بود همش برمیگشت نگات میکرد و میخندید

ببین اینم دایی بهروز

دایی

اینم چن تا عکس دیگه

نگا جوراباش قربونت برررررررررررررررررررررررررررررم نفس

عزیز مامان این لباسایی که اینجا تنته عمه شهین از مشهد برات آورده خوشکل مامان چقدم تنت میان

دست عمه شهینت درد نکنه  خیلی ماه شدی مامانی

این عکس آخریه مال امروز صبحه (صب روز سه شنبه )که داشتی مامانو اذیت میکردی منم آهنگ برات گذاشته بودم داشتی گوش میکردی راستی چن دقیقه قبل این عکس دایی وحید که خیلی وقت بود ندیده بودت چون  اینجا نبود اومد پیشت  ولی چون سرما خورده بود زیاد نموند عسیسم چقدم دوس داشت بوست کنه ولی چون سرما خورده بود بوست نکرد جوجم





[موضوع : ]
تاريخ : جمعه 17 آبان 1392 | 3:31 بعد از ظهر | نویسنده : مامانی

عزیزم

اینم آندیا خانوم دختر عموته اون موقع که این عکسو گرفتم تو هنوز تو شیکم مامانی بودی نفسم ......

عسلم ببین چه بامزه خوابیده آنی خانوم .....





[موضوع : ]
تاريخ : جمعه 17 آبان 1392 | 3:18 بعد از ظهر | نویسنده : مامانی

من پسلم

عزیزم خیلی بدت اومد که روسری انداختم سرت گریه





[موضوع : ]
تاريخ : جمعه 17 آبان 1392 | 1:15 بعد از ظهر | نویسنده : مامانی

چن تا عکس از آقا کیان خوشمل

الهی من فدای تو ............

خسته شدم

من دیگه خسته شدم خوابم میاد

عروسک مامان

دوست دارم مامانی





[موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 21 مرداد 1392 | 6:38 بعد از ظهر | نویسنده : مامانی

سلام مامانی .......

امروز ٢١/٠٥/١٣٩٢ روز دوشنبه ست ، تو الان تو شیکم مامانی خوابی قربونت برم 

اینا رو نوشتم واسه استارت کار حالا بعدن میام حرفا دارم برات قربون اون صورت ماهت برم که هنوز ندیدمش .................قلبماچ





[موضوع : ]
صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد